۱۳۹۱ مهر ۱۶, یکشنبه

پیش درآمد
این وبلاگ را برای نوشتن خاطرات تیم فوتبال رده‌ی 11 ساله‌های باشگاه پیام تهران درست کرده‌ام که پسرم نیز عضو آن است. تیمی که پارسال تیم ده ساله‌ها بود و لابد سال آینده تیم دوازده ساله‌ها می‌شود. یکی از بچه‌های تیم باید دست به این کار می‌زد ولی بعید می‌دانم حالا حالاها حوصله‌ی چنین کاری را داشته باشند. دست کم پسر خودم که بعید می‌دانم حالاحالاها حوصله‌ی چنین کاری را داشته باشد. ای کاش زودتر این کار را کرده بودم یعنی از دو سه سال پیش. به هر حال قصدم این است که در این جا اخبار و عکس‌های این تیم را بگذارم. لابد برای درج در تاریخ.
از دیروز شروع می‌کنم. جمعه 14 مهر 1391 خورشیدی. از آغاز مهر تمرین‌ها تعطیل بود  و لی پریشب آقای فرهاد فشارکی سرپرست تیم زنگ زد که جمعه ساعت دوازده و نیم بچه‌ها را بیاوریم سر زمین باشگاه پیام. نرسیده به سیدخندان روبروی بوستان اندیشه.آقا فرهاد گفت تمام لباس‌های رنگاوارنگ بچه‌ها را بیاوریم و از جمله توپ شخصی‌شان. یعنی به عبارت شش هفت دست لباس و توپی که انگار از همان نوعی است که بازیکنان لیگ برتر ایران از آن چندان دل خوشی ندارند.
همگی که آمدند متوجه شدیم که بازی نهایی پیش‌کسوتان تهران است بین باشگاه پیام و وحدت. گفتند بچه‌ها دو تیم قرمز و سبز می‌شوند و جلوی پیش‌کسوت‌های پیام و وحدت بازی می‌کنند و بعد هم تیم وحدت و پیام که داخل زمین می‌شود مثل تیم‌های خارجی دست یکی از بچه‌ها را می‌گیرد و وارد زمین می‌شود.
به هر حال 11 ساله‌های پیام در قالب دو تیم سرخ و سبز بازی کردن که تیم سبز 2 به 1 برنده شد. گل‌های سبزها را یکی مهدی از روی نقطه‌ی پنالتی زد یکی دیگر هم گل به خودی بود. گل سرخ‌ها را هم بامداد زد.
نیمه‌ی اول بازی وحدت و پیام را هم ماندیم که صفر صفر شد. البته پیامی‌ها یک پنالتی را خراب کردند.

این هم یک عکس از بچه‌های پیام زمانی که تیم ده‌ساله‌ها بودند.

ایستاده از راست: بامداد زندباف، رهام حسینی، علی فشارکی
نشسته از راست: امیر محمد حامدی، ارسلان شاهدوست، امیرحسین چمنی، مهدی بهداروند

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر